القاضي سعيد القمي

44

شرح الاربعين

تمام مؤلفاتش از رسالهء مختصر جبر واختيار تا شرح توحيد صدوق كه در سه مجلّد است « 1 » از أطراف وحواشي منظور معنوي أو خارج نيست . معرفت آخرين مرحلهء سير سعادتمندان است وچون آن را پايان وكرانى نيست ودر هر قدمش كشف ولذتى خاص وتازه بهرهء سالك مىشود گذشتن از آن عالم وبه عالم ديگر روىكردن سنجيده ودانسته پا بر سعادت خود زدن است وكدام خردمند بيك چنين دادوستد سراسر خسران تن در خواهد داد . همانطور كه از نتيجهء اشراقات مدرسهء بزرگ مرحوم ملا صدرا دو نفر به مقام انسانيت فائض شدند يكى فيض وديگرى فياض ، از مدرسهء معرفت فيض نيز دو نفر فارغ التحصيل وكامل بيرون آمده‌اند : يكى شيخ نور الدين محمد بن مرتضى برادرزاده أستاذ كه بسيار محبوب وطرف توجه وميل عمّ خود بوده است واز كتاب موسوم به الحقائق القدسية والدقائق الإنسية كه در مبدأ ومعاد نوشته پيداست كه در مرحلهء حكمت وعرفان وآشنائى با غير عالم حس چه پايهء بلندى دارد . دوم را بايد صاحب اين ترجمه دانست كه از أنفاس قدسيهء أستاذ بهرهء كامل برده است . مذاق فقاهتى قاضى قاضى در تشرع وفقاهت مسلّما مذاق اخبارى داشته واز أستاذ خود پيروى كرده است ؛ أمّا چه اندازه در اين مذاق متعصب بوده ، نمىدانيم شايد در اين باب نيز از مقتداى خود دست كمي نداشته باشد . صاحب لؤلؤة البحرين در باب فيض مىگويد : كثير الطعن بر مجتهدين أصولي بوده وحتى در كتاب سفينة النجاة به كفر قسمتى از علما كرده است تا چه رسد به فسق ؛ زيرا اين آية را براي تعريض به مخالفين آورده است : يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَلا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ . تولد ورحلت قاضى بتصريح بعضي قاضى در قم متولد شده ، ولى در چه تاريخ ، تصريحى در اين باب نديده‌ايم ، لكن بتقريب ذيل مىتوان سال تولد أو را استنباط كرد :

--> ( 1 ) . قال بعض الأفاضل : « وله من المصنفات الشائعة كتاب شرحه الكبير على توحيد الصدوق في عدة مجلدات رأيت ثلاثة من مجلداته وجلد الرابع وهي آخر مجلداته موجود عند بعض الأجلّة . وقد وقع بعض ما هو منها بخط مؤله المبرور وكان في نهاية الحسن بيدي هذا العبد في سنوات القبل والله يعلم أنّ لذة مطالعته في المذاق إلى هذا الزمان وكان من خزانة كتب سميّنا الحكيم المتأخر الملقب ب « النواب » عليه رحمة الله الملك الوهاب » .